پیشرفتهای زیاد پسری
پسر نازم تو راه رفتنت خیلی سریع و تند پیش رفتی الان قشنگ راه میری ولی باید کنترلت کنیم چون یکدفعه می خوری زمین . گل زندگی من عاشق گلدون ها هستی با روروئک نزدیکشون میای و همه برگهاشو کندی تا خودم بهت برسونم زود گذاشتی دهنت خوردی عزیزم دیگه داریم نزدیک عید میشیم باید خونه تکونی رو شروع کنیم دیروز کلی با بابایی کارهای خونه رو انجام دادیم و شما رو گذاشتیم پایین پیش مامان جون وقتی عصری اومد پیشم دیگه نمی خواستی ازم جدا بشی کلی ناراحتی کردی ولی وقتی تو بغلم نازت کردم بوست کردم اروم تر شدی قربونت بشم به امید تو دل به آسمان بسته ام ، به یاد تو به آسمان نگا...




